معماری بروتالیسم:

سبک معماری بروتالیسم

در بین سبک‌های معماری یکی از جذابترین سبک‌ها سبک معماری بروتالیسم است. سبکی که ساختار و قدرت خود را از بتن و زیبایی منحصر به فرد آن دارد. این سبک از معماری زیر شاخه معماری مدرن است که در دهه 1950 در عرصه معماری ظهور کرد. اما برخلاف آنچه که درباره این سبک تصور می‌گردید. این سبک معماری نتوانست خود را سایر سبکه‌ها نشان دهد. و این نیز به خاطر محبوبیت بود که برای رشد آن کافی نبود.

ساختمان‌هایی که بر این مبنا طراحی و اجرا می‌شدن. شکلی عریان و عاری از زینت را به نمایش می‌گذاشتند. برای اولین بار در فرانسه و انگلستان به این سبک بروتالیسم گفته شد. با کمی تعریف درباره خصوصیات این سبک به احتمال زیاد متوجه صفت این سبک شده‌اید. اما این سبک برای اولین بار توسط چه کسی و کجا پا به عرصه معماری گذاشت نیز مهم است. در این باره باید گفت که در سال 1953 میلادی برای اولین برا توسط پیتر و آلیسون اسمیتسون بتن به عنوان متریال اصلی مورد استفاده قرار گرفت. این زوج معمار از زیبایی بتن در ساختمان استفاده کردند.

تحلیل سبک معماری بروتالیسم

اصطلاح بروتالیسم ریشه در کلمه فرانسوی بروت دارد. که به معنای سیمان خام است.  عبارتی که توسط شارل ادوارد ژانره (لوکوربوزیه) برای تشریح متد استفاده خاصش از سیمان استفاده می‌شد، متدی که توسط آن بسیاری از بناهای پس از جنگ‌جهانی دومش را ساخت. این اصطلاح پس از این که توسط رینر بنهام، منتقد معماری در عنوان کتابش:  “معماری بروتالیست نوین: اخلاقیات یا زیبایی‌شناسی؟” در سال ۱۹۶۶ میلادی به کار گرفته شد، رواج بسیاری پیدا کرد، مضمون کتاب توصیف برخی دیدگاه‌های معمارانه بود که اخیراً در اروپا رایج شده بود.

فلسفه بروتالیستی:

ریشه اصلی پیدایش فلسفه و سبک معماری بروتالیسم را می‌توان در حوادث پس از جنگ‌ جهانی دوم جست‌وجو کرد؛ چرا که به سبب سال‌ها جنگ تمام عیار، اقتصاد اروپا به کلی فلج شده بود و امکان استفاده از مصالح معمول ناممکن می‌نمود. بنابرین تمامی معماران به دنبال مصالحی ارزان برای جایگزینی با فلز بودند که در نهایت جست‌وجوهایشان به بتن ختم شد.

فلسفه بروتالیسم پیدایش خود را مدیون بتن و استفاده از آن در سطوح گسترده است. لیکن در این سبک هیچ محدودیتی برای استفاده از متریال‌هایی نظیر چوب، آجر، شیشه، فولاد و سنگ‌های تراش نخورده به شکل خام آن‌ها نیز وجود ندارد. البته سبک معماری بروتالیسم با ویژگی‌های همچون طراحی چهارگوشه و قالب‌بندی نمایان نیز شناخته می‌شود. با این حال مهم‌ترین نکته در سبک معماری بروتالیسم در تفاوت آن با سایر سبک‌های معمول نهفته است؛ چراکه تمامی سبک‌های رایج دیگری نظیر سبک معماری دیکانستراکشن و یا سبک معماری فولدینگ  به واسطه حجم خاص خود اهمیت پیدا می‌کنند. در حالی‌که سبک معماری بروتالیسم، مبتنی بر مصالح به کار رفته در آن است.

معماری بروتالیستی در ایران:

معماری بروتالیسم در ایران قدمتی به اندازه انواع اروپایی آن دارد و طراحی سردر دانشگاه تهران توسط هوشنگ سیحون در دوران محمدرضا شاه پهلوی را می‌توان نخستین نمونه از کاربرد سبک معماری بروتالیسم در ایران دانست. به دنبال آن، سبک معماری بروتالیسم، این بار در ساخت دانشگاه بین‌الملی شیراز به کار گرفته شد. این دانشگاه که طراحی آن به عهده “مینورو یاماساکی”  بود از جمله آثار شاخص معماری بروتالیسم در ایران به شمار می‌رود.

شهرک اکباتان تهران را می‌توان برجسته‌ترین نمونه موردی سبک بروتالیسم در ایران دانست. ساخت این شهرک که طراحی آن به عهده “جردن گروزن” از “شرکت ساختمانی استارت Starret بود در سال ۱۳۴۵ خورشیدی کلید خورد و در نهایت ۱۰ سال پس از آن پایان یافت. شهرک اکباتان به عنوان یکی از مدرن‌ترین شهرک‌های مسکونی در ایران، نمونه موفقی از به کارگیری سبک معماری بروتالیسم به شمار می‌رود که ایده اصلی خود را از نظریه لوکوربوزیه مبنی بر انبوه‌سازی وام‌دار است.

خصوصیات معماری بروتالیسم:

در این سبک، بتن نمادی بارز دارد، و در اغلب ساختمان‌های این سبک، بتن به صورت نمایان ظاهر شده است. گاهی حتی اثر بافت قالب‌های چوبی، که در بتن می‌ماند را همانگونه رها می‌کنند تا بدین گونه، عوامل شکل‌دهنده نیز تاثیر خود را بر نما بگذارند. علاوه بر نمایش بتن در سبک بروتال، اجسام  و سازه ساختمان، خصوصا تیرها و ستون‌ها به صورت اغراق‌آمیز همانند یک قلعه مدرن نمایش داده می‌شوند.

بتن عریان، بارزترین نماد سبک بروتالیسم است. در این سبک که معمولا عاری از تزیینات است، حجم‌های بتنی به خودی خود، زیبایی به اثر معماری می‌بخشند. آنچه که بروتالیسم را از دیگر سبک‌ها متمایز میکند، روح خشنی‌ست که به مدد کاربرد بتن بکر در سطح وسیع، به کالبد بنا دمیده میشود. در عین حال که بتن، نقطه کانونی محسوب میشود، مصالحی نظیر آجر، سنگ، چوب، شیشه و… نیز در آن به وفور استفاده شده است. قاب‌های بتنی، فرم‌هایی که اغلب راست‌گوشه هستند، تناسبات مدولار و عدم استفاده زیاد از الما‌ن‌های دکوراتیو از اصول سبک بروتالیسم به شمار می‌آیند.

آثار و معماران مشهور سبک بروتالیسم در جهان:

لوکوربوزیه:

از بنیان گذاران و مشهورترین معماران این سبک می‌توان از لوکوربوزیه نام برد. اولین نمونه ساختمان‌های این سبک را می‌توان در کارهای لوکوربوزیه مشاهده کرد؛ ساختمان یونیت دی هبیتیشن در فرانسه، ساختمان میل انرز اسوسییشن در احمدآباد هند، ساختمان سکرتریت در چندیگار هند و ساختمان سانت ماری دی لاتورت در فرانسه ، از جمله طرح‌های هنرمندانه لوکوربوزیه و ساختمان‌های شاخص این سبک محسوب می‌شوند.

آلیس و پیتر اسمیتسون:

این دو، یک زن و شوهر معمار و انگلیسی تبار بودند که در پدید آوردن این سبک سهیم بودند. مدرسه هانزتنتن در نورفولک انگلستان، ساختمان اکونومیست و مجموعه باغ رابین هود هر دو در لندن، جزو بناهای این دو معمار به سبک بروتالیسم است.

پل رودولف:

از دیگر معماران مشهور این سبک، پل رودولف می‌باشد. طرح او برای دانشکده معماری  و هنر دانشگاه ییل در آمریکا، یکی از بهترین نمونه‌های معماری بروتالیسم می‌باشد. در این ساختمان نمای نمایان بتن، شیار داده شده تا زبری ان وضوح بیشتری داشته باشد. همچنین تیرها و ستون‌ها به شکل اغراق آمیز بر روی احجام مکعب شکل این بنا ظاهر شده است.

جیمز استرلینگ و دنیس لسدون:

طرح جیمز استرلینگ برای دانشکده مهندسی دانشگاه لینچستر در انگلستان و طرح دنیس لسدون برای تئاتر ملی سلطنتی در لندن، نیز از بناهای شاخص این سبک محسوب می‌شوند. در تئاتر ملی و سلطنتی، در سمت مقابل پارلمان انگلستان و در مجاور رودخانه تایمز، سطح بتن در بخش عمده‌ای از سطوح خارج و داخل ساختمان نمایان است.

بروتالیسم در معماری داخلی:

نکته جالب توجه این است که امروزه شاهد آن هستیم که بسیاری از سبک‌های معماری داخلی، به صورت تلفیقی بکار می‌روند! تا جایی که گاها تفکیک سبک‌ها از یکدیگر به راحتی میسر نمی‌شود! بروتالیسم هم از این امر مستثنی نیست. یکی از نکات قابل توجه در سیر تغییر این سبک در گذر زمان، اضافه شدن المان‌ها، ابژه‌ها، مصالح و رنگ‌هایی است که در عین ایجاد کنتراست با بتن، به روح سرد متن آن گرما می‌دمد. همچنین فرم‌های منحنی‌وار با گذشت زمان بیشتر در این سبک جای گرفته‌اند. تصاویر زیر مربوط به خانه‌ای در شهر بالی کشور اندونزی است که به سبک بروتالیسم طراحی شده است؛ همانطور که می‌بینیم از گیاهان، بافت‌ها و همچنین رنگ‌ها برای هر چه گرم‌تر کردن فضا استفاده شده است.

انتقادات وارد بر معماری بروتالیست:

معماری بروتالیست منتقدان سرسختی دارد، از جمله چارلز، پرنس ولز. سخنرانی‌ها و نوشته‌هایش همیشه انتقادات سختی بر معماری عریان وارد داشته‌اند، و بسیاری از بناها را تنها توده‌ای از سیمان خوانده‌اند. بیشتر انتقادات به خاطر طراحی بنا نیست، بلکه بیشتر به خاطر نمای سیمانی آن‌ها است، به این دلیل که سیمان در هوای مرطوب و در اقلیم ابری اقیانوسی به ویژه در شمال‌غربی اروپا دوام چندانی ندارد و به سرعت ظاهر خود را از دست می‌دهد. در این آب و هوا سیمان با لکه‌های آب یا حتی گاهی خزه و گلسنگ ورقه ورقه می‌شود و باعث زنگ زدگی آرماتورها می‌شود. در دانشگاه اورگان، اعتراض و تنفر دانشجویان نسبت به معماری دانشگاه به استخدام کریستوفر الکساندر و آغاز پژوهش اورگان در اواخر دهه ۷۰ انجامید.

در سال‌های اخیر، برخی از این بناهای رسیدگی نشده تخریب یا بازسازی یا با ساختمان‌های جدید جایگزین شده‌اند. علی‌رغم موفقیت برخی از این آثار همچنان روند تخریب آن‌ها ادامه دارد. تئودور دالریمپل، نویسنده بریتانیایی، فیزیکدان و مفسر سیاسی برای روزنامه سیتی ژورنال در مقاله‌ای نوشت که معماری بروتالیست محصول فلسفه توتالیتاریانیسم اروپایی و دارای نقص اخلاقی، روحانی و عقلانی است. او ساختمان‌ها را سنگدل، غیرانسانی، مهیب و غول پیکر خواند. از نظر او بتون آرمه با گذر زمان زشت، خرد و پوسیده می‌شود و لک برمی‌دارد و همین باعث می‌شود که نسبت به سبک‌های دیگر معماری ارجحیت نداشته باشد. ماتیو اگلسیاس، مفسر مجله ثینک پروگرس، معتقد است که بنایی مثل ساختمان شهرداری در بوستون باعث شده که آن ناحیه روح خوشایند و مثبت خود را از دست بدهد.